|
وبنوشتههای جابر تواضعی
|
بیضایی جایی درباره بَرخوانی یا روایتش از اسطوره «آرش» میگوید که دلش نمیخواسته مخاطب پای روایتش چرت بزند. روایت او از آرش، روایت یک قهرمان مادرزاد نیست و از شکم مادرش قهرمان به دنیا نیامده. اعتمادبهنفس ندارد، میترسد و کاری که میکند محصول تصمیمی است که در لحظه میگیرد. اتفاقاً همینها او را از یک تیپ ثابت لایتغیر به یک شخصیت در معنای دراماتیکاش نزدیک میکند.
از مشکلات ما در قهرمانسازی این سالها نادیده گرفتن همین نکته ظریف بود. در حالیکه قهرمانهای این روزها مثل آرشاند. از شکم مادر قهرمان به دنیا نیامدهاند و هیچ وقت به ذهنشان هم خطور نکرده که میتوانند قهرمان باشند. جوانان و حتی نوجوانان ضعیفیاند با آرمانها، نیازهای انسانی و معمولی و احساساتی کاملاً زمینی مثل غم، غصه، افسردگی و خشم که میخواهند مسیر قهرمانی خودشان را طی کنند.
چیزی برای از دست دادن ندارند، هیچ وابستگی پایشان را به زمین میخ نمیکند و همین از آنها را به مرز پاکباختگی و قهرمانی رسانده است. برای همین آرشوار و بهسادگی جان خود در تیر میکنند [1]؛ تیری که قرار است مرزهای زندگی نداشته و نزیستهشان را جابهجا کند.
[1] «که آرش جان خود در تیر خواهد کرد»: بخشی از سروده سیاوش کسرایی.
1401/7/6
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee
قطعاً برای طرح این پرسش زمان مناسبی نیست، اما بد نیست آن را گوشه ذهن داشته باشیم:
اینکه در حال حاضر قاطبه و اکثریت توده مردم کداماند؟
جوانان معترض و مبارز و آزادیخواهی که قتل مهسا امینی آتش زیر خاکستر مطالبات سرکوبشدهشان در تمام این سالها را شعلهور کرده و در قالب مخالفت با حجاب اجباری و گشت ارشاد به یک وفاق جمعی دست یافتهاند و برایش هزینه میدهند یا آنها که آلت دست پروپاگاندای حکومت میشوند و بیتوجه به مانور قدرت حاکمیت، راهی پیادهروی اربعین میشوند؟
واقعاً وقتی از توده مردم حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟ حد و میزان شعور این مفهوم بیشکل و بی تعریف، کجا است؟ و گفتمان غالب آنها کدام است؟
دوست دارم نظر شما را هم بدانم.
پ ن: برای من همه اینها (اعتقاد به امام حسین (ع) و مخالفت با حجاب اجباری) قابل جمع است. من پرسشم را در بستر تضادها و دوگانههایی صورتبندی کردهام که این سالها در ذهن ما شکل دادهاند.
1401/7/5
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee
اتفاقاً این روزها بیش از هر وقت دیگری نباید از «دوستت دارم» غافل شد. این بالاترین سوخت و موتور محرکه آدمیزاد است. کسی که با دست خالی جلو باتوم و گلوله سینه سپر میکند، عاشق است؛ حتی اگر خودش نداند، حتی اگر طرف مقابلش نداند، حتی اگر از او «نه» شنیده باشد.
کسی که روبهرویش ایستاده، ناتوان از دست یافتن به عشقی «فردی» و شخصی در زندگی روزمرهاش، روی مرز ساده و باریک عشق و نفرت پا گذاشته و با جایگزینی عشقی برساخته و جعلی و «جمعی» نسبت به گزارههای ایدئولوژیک، وارد سرزمین نفرت شده. او هم مثل من و تو محصول همین بستر شورهزار و تفتیدهای است که سالها است در حسرت آب لهله میزند و حالا نمیشود جز علف هرز و خاشاک، محصول بهتری از آن توقع داشت. در حسرت شنیدن یک دوستت دارم ساده است که باتوم بلند کرده و اسلحه کشیده. حسرت نداشتن خلوتی برای نوازش، درد دل، گفتن و شنیدن دوستت دارم.
عاشقها حرف میزنند و برای هم از کارهایی که در روز کردهاند میگویند، از قدمهایی که برای خودشان و دیگران برداشتهاند. عاشقها مجبورند خوب باشند تا در خلوت شبانه چیزی برای گفتن به محبوب داشته باشند. ایمان دارم کسی که چماق به دست میگیرد، یا کسی را ندارد یا خودش هم خوب میداند کارش به درد این نمیخورد که حضرت محبوب با شنیدنش لبخند بزند، سرش را روی سینهاش بگذارد و بگوید: «دوستت دارم...».
1401/7/4
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee
بررسی شعارهای تیپیک و برجسته دستهها و نحلههای مختلف فکری در مقاطع گوناگون تاریخی، بهعنوان عصاره و چکیده راهبردی که آنان را به اعتراض واداشته، گویای بسیاری چیزها است.
چهل و اندی سال پیش، «نان، کار، آزادی» شعار حزب توده بود و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» شعار حاکمیت بعد انقلاب. به تحقق تکتک عناصرش کاری ندارم، اما «آزادی» همچنان وجه مشترک شعار خودجوش «زن، زندگی، آزادی» با همه آنها است. مطالبهای که در این سالها برآورده نشده و قطعاً مصادیقاش هم بهعنوان یک مفهوم انتزاعی تغییر کرده است.
دیگر اینکه سراب وعدههای سر خرمن تمام این سالها، این بار «آزادی» را بهجای مفاهیم غیرعینی و آرمانی، در کنار دو عنصر ملموس مثل «زن» و «زندگی» نشانده و به آن سر و شکل زمینیتر، ملموستر و شفافتری داده است. این یعنی سرانجام آن مطالبات آرمانی، به تلاش برای دست یافتن و حفظ زندگی روزمره منتهی شده است. خواستهای که در این جمله ساده خلاصه میشود: «بگذار زندگی کنم...»
1401/7/2
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee
اگر بهجای اینکه به پویش «دختران خیابان انقلاب» در دیماه 96 به چشم یک «مشکل» نگاه کنیم، به چشم یک «مسأله» نگاه میکردیم، این روزها رنگ خون نمیگرفت. «مسأله»ای که اتفاقاً پاسخاش را هم در خودش داشت. پاسخش عکس دختر محجبهای بود که همنوا با دخترانی که با کشف حجاب روسری بر سر چوب کرده بودند، با پوشش چادر روی سکوها ایستاد.
یعنی زندهباد مخالف من. یعنی با اینکه مسأله تو مسأله من نیست و به آن اعتقاد ندارم، اما به آن احترام میگذارم، برایش ارزش قائلم و حتی برایش هزینه میکنم. یعنی حجاب من ارزشی اگر داشته باشد، همان وقتی است که تو برای نداشتناش آزاد باشی. یعنی بیا فارغ از اختلافات معمولی و طبیعی درباره مسائل مهمتری حرف بزنیم.
نمیدانم این دخترک الان کجا است، اما به اعتقاد من شمایل او یکی از نمادهای اصلی جنبش اخیر است.
1401/7/1
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee