وب‌نوشته‌های جابر تواضعی

- جامعه‌شناسی فرهنگی

- نویسندگان: لس بک، اندی بنت، مارگارت گیبسون و ...

- ترجمه: نرگس نیک‌خواه قمصری

- با مقدمه: دکتر نعمت‌الله فاضلی

- ویراستار: #جابر_تواضعی

- نشر گل‌آذین: 1403

مشکل از بیماری مزمن من است که اساساً نمی‌توانم چیزی را بدون ویرایش بخوانم. حاشیه‌ها ذهنم را درگیر می‌کنند و از اصل مطلب غافل می‌مانم. ضمن این‌که شاید به خاطر سال‌ها جدایی از فضای دانش‌گاه، این معضل را بهتر از بقیه رصد می‌کردم که کتاب‌های دانش‌گاهی خوش‌خوان نیستند و برای گرفتن نمره و پاس شدن نوشته می‌شوند تا فهمیده شدن.

نتیجه انتقاداتم به جزوه درس «جامعه‌شناسی فرهنگی» که دکتر نرگس نیک‌خواه قمصری با ترجمه خودش برای ما دانش‌جویان ارشد مطالعات فرهنگی تدریس می‌کرد، این شد که خودم ویرایش مقدماتی کار را بر عهده بگیرم. حالا انتشار این کتاب بعد پنج سال، اتفاق جالبی است. فارغ از تعارفات مرسوم، آمدن اسم من به‌عنوان ویراستار در شناس‌نامه کتاب، چیزی نیست جز مهر و قدرشناسی دکتر نیک‌خواه که به‌رغم محدودیت‌ها با تلاش فراوان‌اش در عرصه اجتماعی و عاملیت اجتماعی در مدیریت یک NGO فعال برای نابینایان، رشته دانش‌گاهی‌اش را قبل از تدریس، «زیست» می‌کند.

خوش‌بختی دیگرم این است که مقدمه کتاب را دکتر نعمت‌الله فاضلی نوشته. یکی از نام‌آوران دیگر مطالعات فرهنگی و انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی و از معدود دانش‌مندان کنش‌مند این حوزه که با نوشتن و سخن‌رانی مدام، ارتباطش را با بدنه جامعه حفظ می‌کند.

این کتاب از تجربه‌های روزمره و سؤال‌های ظاهراً ساده و پیش‌پاافتاده‌ای که اتفاقاً خیلی جدی و پیچیده است، آشنایی‌زدایی می‌کند. دکتر فاضلی در مقدمه نوشته ما انسان‌ها در فرایند زندگی جمعی است که تمام هستی و تجربه‌های روزمره‌مان را تفسیر و معنادار می‌کنیم. البته که این تفسیر و معنابخشی صرفاً یک امر فردی نیست و در بستری از روابط قدرت، سیاست و تاریخ انجام می‌شود. ضمن این‌که با تاثیر روی زندگی جمعی و فردی ما، به آن هم شکل می‌دهد.

اهمیت کتاب در نمایش قدرت فرهنگ در جامعه امروزی است و بیان این‌که تمام مسائل ما با فرهنگ صورت‌بندی می‌شود. این کتاب نشان می‌دهد فرهنگ یعنی تجربه‌های زندگی روزمره و سبک‌های زندگی در جهان امروز چه‌طور تحول پیدا کرده‌اند و با ما چه می‌کنند.

1403/9/24

.

▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:

Tlgrm.me/jabertavazoee

Instagram.com/jabber_tavazoee

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۳ساعت 11:49  توسط جابر تواضعی  | 

در شماره 45 ماه‌نامه «فیلم امروز» (آذر 1403) مطلبی دارم درباره «کیک محبوب من» ساخته بهتاش صناعی‌ها و مریم مقدم.

با این مقدمه شروع کرده‌ام که شاید اطلاق صفت «خوب» به این فیلم کار سختی باشد، اما قطعاً فیلم مهمی است. سپس تلاش کرده‌ام از مناظر متفاوت جامعه‌شناسی و روان‌شناسی دلایل این اهمیت را توضیح بدهم؛ از تابوشکنی‌هاش تا نمایش نسل فراموش‌شده‌ای که میان حسرت‌های تحقق‌نیافته و آزادی‌های بربادرفته‌اش گرفتار شده و تجربه عاشقی پیرانه‌سرش هم دست‌نیافتنی و پرمانع است.

از نگاه من این فیلم زنگ خطری است برای جامعه‌ای که در آینده‌ای بسیار نزدیک، سالمندی و تنهایی را به شکل یک بحران اجتماعی گسترده تجربه خواهد کرد.

نگاه آدم‌های سالمند این فیلم درباره تنهایی و پیامدهاش با نسل جدید در تضاد است؛ نسلی که با تمام توان برای پس گرفتن آزادی‌های کوچکی که حق مسلم خودش می‌داند، تلاش می‌کند و هزینه می‌دهد.

مفاهیمی مثل تنهایی، مرگ، و پوچی را در بستر فیلم تحلیل کرده‌ام و به دیالوگ‌هایی اشاره کرده‌ام که در ظاهر پیش‌پاافتاده‌اند، اما در ساختار فیلم نقش کلیدی دارند و زخم‌ها، حسرت‌ها و رویای عشق این نسل تنها را عیان می‌کنند.

در بخشی از این مطلب می‌خوانید:

«ویاگرا برای فرامرز، نماد عجز در برابر زمان و عقده‌های فروخفته ناشی از سال‌ها تنهایی و ناتوانی برای تجربه عشق و هم‌نفسی است. این ناتوانی در عین تمایل او و مهین، صرفاً یک تمایل جسمی نیست. آن‌ها در لایه‌ای عمیق‌تر، درصدد پر کردن خلأهایی هستند که سال‌ها با خود حمل کرده‌اند. جنبه اروسی و اپیکوریستی ماجرا، بیش از هر چیز، تنهایی و عجز نسلی را بازتاب می‌دهد که در دل پوچی و محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی گرفتار شده و حتی در خصوصی‌ترین و صمیمی‌ترین لحظات زندگی‌اش هم با مانع و ناتوانی روبه‌رو است.»

شاید این مطلب در حکم یک «مزه شیرین» کنار «شراب تلخ» فیلم باشد و نگاهتان به تنهایی، مرگ، و حتی عشق را برای همیشه تغییر دهد.

1403/9/7

.

▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:

Tlgrm.me/jabertavazoee

Instagram.com/jabber_tavazoee

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر ۱۴۰۳ساعت 13:1  توسط جابر تواضعی  |