|
وبنوشتههای جابر تواضعی
|
در شماره 25 «فیلم امروز» (اردیبهشت 1402) مطلبی نوشتهام درباره «برادران لیلا» که زمان و نحوه انتشارش در فضای مجازی باعث شد بسیار از حد تصور دیده شود. در این نوشته، ضمن اشاره به ضعفهای فیلم گفتهام که «برادران لیلا» شاید از منظر سینمایی فیلم خوب و ماندگاری نباشد، اما بهعنوان نمونه تیپیکی از بازنمایی مسائل روز اجتماعی در سینمای ایران فیلم مهمی است و اگر از شیوه ژورنالیستی و گلدرشتاش در طرح مسائل فاکتور بگیریم، سندی است برای استیصال جمعی ما در شرایط موجود.
تسلط روستایی در کارگردانی فیلمهای قبلیاش باعث میشد ضعفهای ساختاری و دراماتیک فیلمنامهاش کمتر دیده شود. اما این بار زمان طولانی و نمادگرایی افراطی فیلم، باعث شده گسستگی موضوعی و عدم انسجام و پایبندی به یک سبکوسیاق واحد، بیشتر به چشم بیاید. شخصیتهای زیاد، فیلم را وراج کرده و روستایی مجبور شده عوض پیش بردن قصه فیلم، به همه فرصت حرف زدن بدهد تا مدیون کسی نماند.
«مهمترین چیزی که مخالفان و موافقان را به دو دسته تقسیم میکند، وجه استعاری و نمادین فیلم است که البته فیلمساز، چه از منظر فرم و چه محتوا، خود را ملزم به رعایت همیشگی آن نمیداند و تکلیفاش با خودش معلوم نیست. میشود گفت در موقیعتهای درونی و خانوادگی نمادین و استعاری و در موقعیتهای بیرونی و تلاقی با واقعیتهای جامعه، واقعگرا است. این شاید گریزگاهی است برای فیلمساز تا مثل شترمرغ نه بار ببرد و نه تخم بگذارد؛ هم حرفش را زده باشد و هم از دست ممیزی بگریزد.»
اما نقطه عطف مطلب که در حین نوشتن به آن رسیدم و دوست دارم خودتان آن را بخوانید، قیاس صحنهای که علیرضا شیشه سکوریت کارخانه را با کپسول آتشنشانی پایین میآورد با صحنهای از «آژانس شیشهای» است که حاج کاظم برای بردن همرزمش عباس به سفر درمانی، شیشه آژانس را خرد میکند. به نظرم سعید روستایی، دانسته یا نادانسته حاج کاظم حاتمیکیا را در موقعیت امروز قرار داده است. ضمن اینکه وجوه نمادین علیرضا هم با حاج کاظم همخوان است.
1402/2/8
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee