وب‌نوشته‌های جابر تواضعی

«خدا خیرت دَهَه...»
این تکیه‌کلام اوس‌حیات است. پشت‌بندش هم کلی دعای دیگر پشت سر هم ردیف می‌کند. دعا می‌کند خوب و خوش و سلامت باشم و از زندگی‌ام لذت ببرم. وسطش هی «خدا خیرت دهه...» را تکرار می‌کند. آدم می‌فهمد از صدق دل دعا می‌کند، نه لقلقه زبان.

اوس‌حیات سنگ‌کار افغان خانه ما بود، وقتی بیست‌وچند سال پیش خانه پدری را می‌ساختیم. کارش هم تمیز و درجه‌یک بود. تقریباً تنها کسی بود که بدون اداواطوار مرسوم این صنف، کارش را درست انجام داد. وقت مرور خاطرات روزهای سخت بنایی و خانه‌سازی، او مثل یک نقطه روشن می‌درخشد. لبخند اوس‌حیات همیشگی است و از همان موقع هم بود. لبخند اوس‌حیات واقعی است. نه مثل لبخندهای باسمه‌ای ما که وقت روبه‌رو شدن با آدم‌ها روی صورت‌مان می‌کاریم.

چند سال پیش تو پیاده‌رو به هم برخوردیم: «آقا جابر؟»
همدیگر را در آغوش گرفتیم و روبوسی کردیم. دعا کرد خوب و خوش و سلامت باشم و از زندگی‌ام لذت ببرم. بوی عرق تنش دماغم را قلقلک می‌داد. جوری احوال‌پرسی می‌کرد، انگار یک دوست قدیمی را دیده باشد. وسطش هم هی می‌گفت: «خدا خیرت دهه...»
وقتی جدا شدیم، بوی عرقش توی مشامم بود و هنوز زبری دست‌ها و ریش‌اش را حس می‌کردم. اما از لطافت احساسش کیف کرده بودم.

چند روز است که حیات در حیاط است. منظورم این است که اوس‌حیات دارد بعد بیست‌وچندسال حیاط خانه ما را سنگ‌کاری می‌کند. نوه نوجوانش محمدداود هم کمک‌دست او است. یکی‌دوباری که برایشان چای و شربت برده‌ام، همان چنددقیقه‌ای که آفتاب تو مخم خورده، بیچاره شده‌ام. اما بیش‌تر از زور خجالت حیات و نوه‌اش برگشته‌ام توی ساختمان.

بیست‌وسه چهارسالی از ساخت خانه ما می‌گذرد. با احتساب سال‌های قبلش که حیات کارش را شروع کرده تا اوستا شده، سال‌های کاری‌اش حتماً از سی گذشته. اگر در جای درستی از دنیا بود و جبر جغرافیایی تخته‌بند افغانستان و ایرانش نکرده بود، حالا دیگر قاعدتاً بازنشست شده بود. اما حیات هم‌چنان کار می‌کند. یعنی مجبور است کار کند.

چند وقت پیش مدت کوتاهی، خودخواسته کارگری کردم. وقتی برمی‌گشتم خانه، از زور خستگی و بدن‌درد تا صبح فردا به حالت عادی برنمی‌گشتم. شاید بعداً به بهانه همان تجربه، درباره حیات و حیات‌ها بیش‌تر نوشتم. فرق نمی‌کند ایرانی باشند یا افغان، آدم‌های زحمت‌کشی که کار را از رو برده‌اند و چشم‌های روشن‌شان همیشه و هم‌چنان می‌خندد.
1402/4/26

.

▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:

Tlgrm.me/jabertavazoee

Instagram.com/jabber_tavazoee

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۲ساعت 7:22  توسط جابر تواضعی  |