|
وبنوشتههای جابر تواضعی
|
بعد بازی با ولز در جام جهانی و برد تیم ملی، کسانی شادی کردند و پرچم چرخاندند و رقصیدند که بهعنوان بازوی اجرایی ناهیان از منکر، مردم را از این کارها منع میکردند. آنها با همان لباسی شادی کردند، پرچم چرخاندند و رقصیدند که قبل و بعدش با آن روبهروی مردم ایستاده بودند. با انتشار عکس زنان بیحجابی که برای شادی به خیابان آمده بودند در خبرگزاریهای رسمی، میتوانیم منتظر باشیم که تابوی حجاب رسماً و آرامآرام پای جمهوری اسلامی ذبح میشود.
انقلابی که خودش را مهمترین عنصر برای صادرات غیرنفتی میدید و حالا در صدور نفتش هم درمانده، حکومتی که هدفش رساندن پرچمش را به امام زمان بود و حالا حفظ خودش را واجبتر از حفظ جان امام زمان میداند، در دوراهی اصالت وجود و اصالت ماهیت، ناچار است اصالت وجود را انتخاب کند. پیشنیاز صدور انقلاب و رساندن پرچم، «وجود داشتن» خود او است، گیرم چند صباح بیشتر. پس چه باک اگر نافیان بیحجابی و مظاهر شادی در تمام این سالها، به سیاق لوطیعنتریهای قدیم، برای تبلیغ فرمایشی و نمایشی شادی معرکه بگیرند؟
معنای ضمنی این ماجرا این است: هیچ چیز ذاتاً برای حاکمیت، مقدس و تابو نیست؛ اما فقط جایی که ما میگوییم شاد باشید، جایی که ما میگوییم برقصید، و بیحجابی وقتی مجاز است که منافع ما اقتضا میکند و در برابر هجمه جهانی از ما تابلویی موجه، آزاداندیشانه و روشنفکرانه به نمایش میگذارد. این احتمالاً سیگنالی برای نرمش قهرمانانه حاکمیت و بقا است.
حجاب و کلاً مقدسسازی چیزهایی شبیه آن، برگ برندهای است که سالها در آستین نگه داشته تا آن را به وقتش رو کند و چه وقتی بهتر از این؟ دایرهای است که دزدان خانه ملانصرالدین برایش کشیدند و تهدیدش کردند حق ندارد پایش را روی آن بگذارد و وقتی رفتند، ملا از اینکه چند بار روی آن پا گذاشته بود، در پوستش نمیگنجید. یا حکایت سرزمینی که حاکمانش باد معده را ممنوع کرده بودند و مردم خوشحال بودند که در خانههاشان با ول کردن باد معده در حال مبارزه با حکومتاند.
1401/9/5
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee