|
وبنوشتههای جابر تواضعی
|
در شماره 45 ماهنامه «فیلم امروز» (آذر 1403) مطلبی دارم درباره «کیک محبوب من» ساخته بهتاش صناعیها و مریم مقدم.
با این مقدمه شروع کردهام که شاید اطلاق صفت «خوب» به این فیلم کار سختی باشد، اما قطعاً فیلم مهمی است. سپس تلاش کردهام از مناظر متفاوت جامعهشناسی و روانشناسی دلایل این اهمیت را توضیح بدهم؛ از تابوشکنیهاش تا نمایش نسل فراموششدهای که میان حسرتهای تحققنیافته و آزادیهای بربادرفتهاش گرفتار شده و تجربه عاشقی پیرانهسرش هم دستنیافتنی و پرمانع است.
از نگاه من این فیلم زنگ خطری است برای جامعهای که در آیندهای بسیار نزدیک، سالمندی و تنهایی را به شکل یک بحران اجتماعی گسترده تجربه خواهد کرد.
نگاه آدمهای سالمند این فیلم درباره تنهایی و پیامدهاش با نسل جدید در تضاد است؛ نسلی که با تمام توان برای پس گرفتن آزادیهای کوچکی که حق مسلم خودش میداند، تلاش میکند و هزینه میدهد.
مفاهیمی مثل تنهایی، مرگ، و پوچی را در بستر فیلم تحلیل کردهام و به دیالوگهایی اشاره کردهام که در ظاهر پیشپاافتادهاند، اما در ساختار فیلم نقش کلیدی دارند و زخمها، حسرتها و رویای عشق این نسل تنها را عیان میکنند.
در بخشی از این مطلب میخوانید:
«ویاگرا برای فرامرز، نماد عجز در برابر زمان و عقدههای فروخفته ناشی از سالها تنهایی و ناتوانی برای تجربه عشق و همنفسی است. این ناتوانی در عین تمایل او و مهین، صرفاً یک تمایل جسمی نیست. آنها در لایهای عمیقتر، درصدد پر کردن خلأهایی هستند که سالها با خود حمل کردهاند. جنبه اروسی و اپیکوریستی ماجرا، بیش از هر چیز، تنهایی و عجز نسلی را بازتاب میدهد که در دل پوچی و محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی گرفتار شده و حتی در خصوصیترین و صمیمیترین لحظات زندگیاش هم با مانع و ناتوانی روبهرو است.»
شاید این مطلب در حکم یک «مزه شیرین» کنار «شراب تلخ» فیلم باشد و نگاهتان به تنهایی، مرگ، و حتی عشق را برای همیشه تغییر دهد.
1403/9/7
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee