وب‌نوشته‌های جابر تواضعی

بررسی شعارهای تیپیک و برجسته دسته‌ها و نحله‌های مختلف فکری در مقاطع گوناگون تاریخی، به‌عنوان عصاره و چکیده راهبردی که آنان را به اعتراض وا‌داشته، گویای بسیاری چیزها است.

چهل‌ و اندی سال پیش، «نان، کار، آزادی» شعار حزب توده بود و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» شعار حاکمیت بعد انقلاب. به تحقق تک‌تک عناصرش کاری ندارم، اما «آزادی» هم‌چنان وجه مشترک شعار خودجوش «زن، زندگی، آزادی» با همه آن‌ها است. مطالبه‌ای که در این سال‌ها برآورده نشده و قطعاً مصادیق‌اش هم به‌عنوان یک مفهوم انتزاعی تغییر کرده است.

دیگر این‌که سراب وعده‌های سر خرمن تمام این سال‌ها، این بار «آزادی» را به‌جای مفاهیم غیرعینی و آرمانی، در کنار دو عنصر ملموس مثل «زن» و «زندگی» نشانده و به آن سر و شکل زمینی‌تر، ملموس‌تر و شفاف‌تری داده است. این یعنی سرانجام آن مطالبات آرمانی، به تلاش برای دست یافتن و حفظ زندگی روزمره منتهی شده است. خواسته‌ای که در این جمله ساده خلاصه می‌شود: «بگذار زندگی کنم...»

1401/7/2

.

▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:

Tlgrm.me/jabertavazoee

Instagram.com/jabber_tavazoee

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر ۱۴۰۱ساعت 13:21  توسط جابر تواضعی  |