|
وبنوشتههای جابر تواضعی
|
در شماره 36 «فیلم امروز» (اسفند 1402) مطلب بلندی دارم درباره تاریخ و قدرت در آثار بهرام بیضایی با عنوان «مجلس زوال تاریخی یزدگرد پسر یزدگرد» که اگر کاهلی نمیکردم، در شماره دیماه و سالروز تولدش منتشر میشد.
در بخشی از این یادداشت میخوانید: «اعتراف میکنم که زمان تدوین کتاب «سر زدن به خانه پدری» که به تشویق زندهیاد زاون قوکاسیان و در فاصله 21 تا 24 سالگیام اتفاق افتاد، هنوز بلوغ و توان درک و هضم حرفها و افکار او را نداشتم و همه تلاشم این بود که کتاب را درست و حرفهای دربیاورم. اما در این سالها در مراجعات دوباره و چندباره بادلیل و بیدلیل به آن کتاب و دیگر آثارش، روش تفکر او و مفاهیم عمیقی مثل بازاندیشی، خلق و تولید و خلاقیت، حفظ پیوند با گذشته... چنان برایم درونی شده که خیال نمیکنم بشود جور دیگری هم فکر کرد.»
در بخش دیگری میخوانید: «بیضایی در همه آثارش حدیث نفس میگوید. چه وقتی از تاریخ و اسطوره حرف میزند و چه وقتی بستر وقوع داستانش زمان حال است. برخی از آنها را درمییابیم و برخی دیگر هنوز برای ما مفهوم نیست. مفهوم یا کلیدواژه «حضور غریبه در میان جمع» شاید در جوانی و ابتدای دوران فیلمسازی او محلی از اعراب نداشته باشد و قبل از هر چیز به واکاوی و روانکاوی خالقش نیاز داشته باشد، اما این مفهوم در «سگکشی» یا «وقتی همه خوابیم» یک مفهوم عمیق و تجربهشده است.»
و در انتهای مطلب آوردهام: «مطمئنم او با این عناوین و القاب میانهای ندارد. اما اطلاق لقب «فردوسی سینمای ایران» با کارنامه عریض و طویل و پر و پیمانش در آستانه هشتادسالگی، برای او یک عنوان پرطمطراق یا تعارف نیست. هرچند چه فایده وقتی که ما برای زندگی و خلاقیتش شرایطی بهتر فراهم نکردهایم از آنچه او در «دیباچه نوین شاهنامه» از زندگی فردوسی برایمان نوشته؟»
1402/12/4
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee