|
وبنوشتههای جابر تواضعی
|
میشود ساعتها گریست با ترانه و سوز صدای این جوان گمنام شیرازی، که نامش مصطفی کنعانی است. دوست داشتم ترانهاش اینجا یادگار بماند.
ارومیه چرا دریاچهاش نیست
بلوچستان همه حقابهاش نیست
خزر کمآب شده و آبی ندارد
خلیج فارس دیگه ماهی ندارد
بگو زایندهرود من کجا رفت؟
شکوه رود کارونم کجا رفت؟
سکوت ما نتیجهش اینه آره
یه ایران فقیر و تیکهپاره
من بلوچم، بیشناسه، بینشونهم
من یه کوردم، کولهبر، بار پشت شونهم
من جنوبم، روی نفت و تشنه آب
من شمالم، جنگلم رو خورده شیاد
من از پارسم، دیار تخت جمشید
نماد پرچمم شیر است و خورشید
پُره از خون سیاوش توی رگهام
درفش کاویانی توی دستام
ما همه داغ جوونامونو دیدیم
واسه آزادی چشمامونو میدیم
پس میرقصیم و میخندیم و میمیریم
تا که ایرانمون رو پس بگیریم
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee