|
وبنوشتههای جابر تواضعی
|
▪️هفتمین شماره دوفصلنامه «کاج سبز» ویژه پاییز و زمستان 1402 منتشر شد. موضوع بخشِ ویژه این شماره، «کوچه» است. بخشی از روایت من با عنوان «دریچهای به ازدحام کوچه خوشبخت» را بخوانید:
هر چی در زدم، باز نکردند. پدرم از پشت در گفت: «برو همون قبرستونی که تا حالا بودهای...»
امان از بچگی؛ به خشک نشدن و خشم مادر فکر کرده بودم، به خشم پدر بابت دیر برگشتن به خانه، نه. بعد کلی عجزولابه و گریه و وساطت مادر، بالاخره در باز شد. غافل از اینکه کمربند چرمی بابا با ولع تمام پشت در انتظارم را میکشد. جای همگی خالی؛ آن شب یکی از چند کتک مفصل عمرم را نوش جان کردم. جای کمربند چرمی مثل خیار روی دست و بازو و باسن و ران و ساق پام بالا آمد و تا یک هفته روی هر طرفی که میخوابیدم، درد توی تمام تنم میپیچید.
اما از کاری که کرده بودم، پشیمان نبودم. آن شب، کلی چیزهای جدید و مفید یاد گرفته بودم و به بچهها نزدیکتر شده بودم و یک کوچه جدید کشف کرده بودم. لذت این کشف، به کتکی که خورده بودم، میارزید. چند روز بعد همین را به پدرم هم گفتم و دیدم لبگزه میکنند خندهشان را نبینم.
چند سال بعد که رفتم دبیرستان محمودیه، کوچه عبداللهخانی مسیر همیشگیام بود. روزی چهاربار ازش رد میشدم و توی ذهنم برای خانههای کاهگلی قدیمی و درختهای خشکیدهاش قصه میساختم.
الان که فکر میکنم میبینم آن شب اگر به خانه پدربزرگم پناهنده شده بودم و مثل علما در سفارتخانههای اجنبی بست مینشستم، از زیر آن کتک هم قِسِر در میرفتم. اما آن وقت این کوچه، برایم یک کوچه معمولی بود مثل همه کوچهها، و طعم لذت کشفش مثل لذت کریستف کلمب موقع کشف قاره آمریکا، همچنان زیر دندانم نمانده بود.
▪️برای خرید کاج از طریق پیام به شماره واتساپ ۰۹۱۳۵۶۰۶۲۰۸، یا تماس با دایرکت @kaajmag در اینستاگرام یا سایت www.kajmag.ir اقدام کنید.
1402/9/8
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee