وب‌نوشته‌های جابر تواضعی

▪️ این مطلب در روزنامه اعتماد 1402/4/31 منتشر شده است.
هر هنرمند/فیلم‌سازی ممکن است بتواند نسبت به موضوع و شخصیت‌هایش ژست بی‌تفاوتی و بی‌قضاوتی بگیرد، اما نمی‌تواند در باطن هم موضع و قضاوتی نداشته باشد. به فرض محال حتی اگر در اثرش قضاوت‌گر نباشد، حداقل کارش نمایش یک موقعیت و ایجاد بستر برای قضاوت مخاطبان است. پس مهم این است که بتواند خودش را خوب پشت این نقاب پنهان کند. این کاری است که فیروزه خسروانی به‌خوبی از پس آن برآمده و بستری فراهم کرده که آخرش مسئولیت این قضاوت را به مخاطب محول کند و بتواند بگوید اصلاً هرچه شما بگویید. این‌که او زندگی خانوادگی و شخصی‌ خودش را به نمایش می‌گذارد، او را مختار جلوه می‌دهد و روایت نمایشی و دراماتیکش ما را از قضاوت ناگزیر می‌کند. درحالی‌که فیلمش به‌عنوان یک مطالعه موردی (Case study)، درباره موضوعی که اتفاقاً با گذشت زمان فراگیرتر شده، به‌شدت برای تأویل‌های سیاسی اجتماعی راه باز می‌کند.

ما در وهله اول با یک مستند بازسازی روبه‌روییم که رسماً فیلم‌نامه دارد و روایتش را با تلفیقی از تصاویر آرشیوی و عکس‌های خانوادگی فیلم‌ساز پیش می‌برد. اگر زندگی پدر و مادر را به دو بخش قبل و بعد میان‌سالی یا قبل و بعد انقلاب تقسیم کنیم، حتی صدای آن‌ها، گذشته از انتخاب واژه‌ها، لحن و آکسان‌گذاری متفاوتی دارد و اتفاقاً حرف اساسی فیلم، همین «تغییر» است. صدای پدر در هر دو بخش، مهربان و پذیرا و فروتن است؛ مهری که ناشی از عشق و مدارا است. صدای مادر هم در بخش اول یعنی قبل از انقلاب، بیش‌تر ترس‌خوردگی یک دختر نوجوان در روبه‌رویی با محیط و شرایط جدید را القا می‌کند. در حالی که در بخش دوم یعنی در آستانه انقلاب و بعد از آن، عصبی، متعصب و عصیان‌گر است در پیروی از یک رفتار عادتی و نیز عجول برای جبران مافات.

رویکرد مادر فقط به خودش و گذشته‌اش مربوط نیست و می‌شود به‌وضوح آن را در آینده‌ای دید که اکنون ما در حال تجربه‌اش هستیم. آینده‌ای که ذیل دوگانه انقلابی/غیرانقلابی، دوگانه‌های دیگری مثل مذهبی/غیرمذهبی، باحجاب/ بی‌حجاب و ... شکل گرفت و دور از ذهن نیست که در آینده دوگانه‌های دیگری هم شکل بگیرد. نتیجه مشترک این دوقطبیت در خانواده، اگر جدایی قطعی بین زن و مرد نباشد، دست‌کم جدایی عاطفی میان آن‌ها و همین‌طور فرزندان خواهد بود و در گستره وسیع‌تر هم باعث انشقاق و عدم هماهنگی اعضای جامعه خواهد شد. درست است که آنات و لحظات یک خانواده در هیچ جای تاریخ ثبت نمی‌شود، اما از هر چیز دیگری اصالت بیش‌تری دارد.

«رادیوگرافی یک خانواده» یک مطالعه موردی است درباره این‌که یک اتفاق بیرونی –این‌جا انقلاب و حواشی‌اش- چه قدر می‌تواند نهاد خانواده و به‌طور کلی ارتباطات انسانی را تحت تأثیر قرار دهد. درباره وجوه ساختاری فیلم به این بسنده می‌کنم که کار زیرکانه و جسورانه‌ای است. جسورانه است چون منهای سکانس آخر که مادر را در حال نماز خواندن می‌بینیم، تقریباً تمام فیلم با عکس‌های خانوادگی، پلان‌هایی از مکان‌ها و مخصوصاً تصاویر آرشیوی شکل گرفته و می‌شود گفت از هیچ ساخته شده. و زیرکانه است چون توانسته با مستندنمایی همین هیچ، حرفش را به نحو تأثیرگذاری بیان کند.
1402/4/31

▪️ لینک این مطلب در اعتماد:

www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/203703/%D9%8A%D9%83-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D9%8A%D8%B1%D9%83%D8%A7%D9%86%D9%87-

.

▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:

Tlgrm.me/jabertavazoee

Instagram.com/jabber_tavazoee

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد ۱۴۰۲ساعت 7:31  توسط جابر تواضعی  |