وب‌نوشته‌های جابر تواضعی

عید که نبود، اما نوروز 1402 هم تمام شد. هر سال می‌گوییم عید بی‌مزه‌ای بود، اما گمانم امسال بی‌اغراق بی‌مزه«ترین» و بی‌معنا«ترین» نوروز عمرمان بود.

نوروز دو وجه دارد: درونی و بیرونی. وقتی چیزی در ساحت درون افراد، نو و خوب و جذاب است، در ساحت جمعی هم آن را جشن می‌گیرند. پس شادی‌ای که از درون می‌جوشد، در یک اشتراک جمعی به عید تبدیل می‌شود و مبارک می‌شود.

خاطرات خوب بیش از هر چیز با «بو» برای ما تداعی می شود. سال‌ها است از چیزی که فرهاد در ترانه‌اش با عنوان «بوی عیدی و توپ و کاغذرنگی» از آن یاد می‌کند، خبری نیست. سال‌ها است این ایماژها را فقط برای دل‌خوشی خودمان حفظ‌ کرده‌ایم و دیگر وجود خارجی ندارند.

آیین‌های ایرانی و در رأس آن‌ها نوروز، دیگر رنگ و بوی قدیم را ندارند و برای ما به نوستالژی تبدیل شده‌اند. پیش‌نیاز تبدیل هر چیز به نوستالژی، فقدان آن است. نوستالژی چیزی است از گذشته که دیگر نیست و یادآوری‌اش غم شیرینی است. اگر در قدیم، کار آیین‌ها نظم دادن به‌صورت بیرونی شادی جمعی بوده باشد، این روزها برعکس، حکم یک استمنای جمعی برای رسیدن به یک شادی- شادیِ درونی که نه، صرفا یک شادی ظاهری- را دارند؛ مهندسی معکوس برای رسیدن به شادی فردی و واقعی.

این ویژگی به ماه رمضان به‌عنوان یک آیین مذهبی جمعی باشکوه هم سرایت کرده. سحر و افطار ماه‌روزه‌های قدیم، عطر و طعمی داشت که ناچار آن را به خوراکی‌های ویژه این ماه -خرما، زولبیا بامیه، شله‌زرد، آش، حلیم و ... - نسبت می‌دادیم و در وجه انتزاعی و شاعرانه‌اش آن را «بوی ربنا» می‌خواندیم. همه این‌ها نشانه‌ای بود برای توصیف حال‌وهوایی که در آن حتی روزه‌نادارها هم تلاش می‌کردند کم‌تر به‌هم آزار برسانند، کم‌تر سر هم شیره (بخوانید ماست) بمالند و به‌اصطلاح معنوی‌تر باشند.

من امسال ذره‌ای از این احوالات در خودم، اطرافیانم و جامعه نمی‌بینم. سؤال می‌کنم و بقیه هم نمی‌بینند. شما می‌بینید؟

1401/1/14

.

▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:

Tlgrm.me/jabertavazoee

Instagram.com/jabber_tavazoee

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۲ساعت 14:9  توسط جابر تواضعی  |