وب‌نوشته‌های جابر تواضعی

فرهاد میثمی!

تو را نمی‌شناسم، اما به تو غبطه می‌خورم.

به تو که ابزارت کلمه بود و حالا کلمات چه‌قدر حقیرند نزدت که آرش‌وار جان در تیر کرده‌ای برای تعیین مرزهای آزادی.

به تو که تن‌ات آخرین سنگر دفاع از انسانیت است.

به تو که شجاعت را دوباره تعریف کرده‌ای و با این بازتعریف، مرا بیش‌تر در اندوه چیستی و کیستی و ناچیزی‌ام فروبرده‌ای.

به تو که در این روز که به نام مرد می‌خوانندش، سنگ محکی هستی برای نرینگی و مردانگی.

من به تو غبطه نمی‌خورم، حسادت می‌کنم.

چون هیچ‌وقت نمی‌توانم مثل تو باشم؛ من که هر ساعت بین فرار از گذشته و ترس از آینده دست‌وپا می‌زنم و سهم هر روزم در این جدال با روزمرّگی و روزمرْگی، ناکامی است.

روزت مبارک فرهاد میثمی! تصویر تو رمز می‌شود.

1401/11/15

.

▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:

Tlgrm.me/jabertavazoee

Instagram.com/jabber_tavazoee

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۱ساعت 15:12  توسط جابر تواضعی  |