وب‌نوشته‌های جابر تواضعی

قصه #آیدا_رستمی مثل همه شهدای اخیر، دردآور است. دخترک زیبارویی که بر اساس رسالت حرفه‌ای پزشکی‌اش به مجروحان وقایع اخیر می‌رسیده، امروز از خانه بیرون می‌رود و فردا جنازه‌اش را تحویل می‌دهند که خودش را از پل به پایین پرت کرده. همین‌قدر مجعول و غیرقابل‌باور.

از آیدا چند تصویر بیش‌تر در دست نیست. اما این‌یکی، از این زاویه، با این گردن و پیشانی ‌بلند، صورت گردی که نصفش را آفتاب هاشور زده، نگاه رو به بالا و موهای مشکی بلند و مواج شکن‌درشکن، برای من تجسم خدابانوی پرسفون است. نه پرسفون خام و بی‌تجربه‌ای که بر خلاف توصیه مادرش -دیمیتر- نرگس چید و هادس او را به جهان زیرین برد، بلکه پرسفون پخته و باتجربه‌ای که به پشتوانه آن تجارب، حالا ملکه جهان پرمعنای زیرین است. همان‌قدر زن، زیبا و معصوم که باانگیزه و محکم و استوار. همان‌قدر حساس و شکننده که مسئولیت‌پذیر و غیرت‌مند به سوگند بقراطی که به زبان جاری کرده.

آیدا برای من هم تجسم زیبایی جسم است و هم وسعت روح. خوشا مجروحانی که او را در بالین‌شان درک کرده‌اند.

1401/10/3

.

▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:

Tlgrm.me/jabertavazoee

Instagram.com/jabber_tavazoee

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ساعت 12:27  توسط جابر تواضعی  |