وب‌نوشته‌های جابر تواضعی

بیدار که می‌شوم، چشم باز نمی‌کنم. اول خواب‌هام را مرور می‌کنم که کلمه بشود. تصویرها فرارتر از کلمه‌اند. جُم هم نمی‌زنم که کلمه‌ها از سرم بیرون نریزند. چه خواب‌هایی که در فاصله کورمال تخت تا دست‌شوییِ همین سر صبح پریده‌اند و مدت‌ها حسرت‌شان را خورده‌ام.

زمان خواب اول، روز اول دی است. توی یک رستورانیم. حوالی پارک‌وی. بوت پوشیده‌ای و پالتوی قرمز چارخانه. به بهانه دست‌شویی با گارسون هماهنگ می‌کنم شمع بیاورد سر میز. می‌خواهم سورپرایزت کنم.

مثل فیلم‌ها. ندارد. یک شمع وارمر می‌آورد. زندگی توی خواب هم زمین تا آسمان با فیلم فرق دارد. کادو می‌دهم و آن جمله جادویی را می‌گویم: «دوستت دارم...».

خواب بعدی دیزالو می‌شود به قبلی. حوالی همین یلدا، شب، داخلی، خانه شما. آمده‌ایم خواستگاری. این بار واقعاً مثل فیلم‌ها است. حالا که می‌نویسم رنگ لاکت هم یادم هست حتی. من عاشق همین سادگی و زیبایی توأمان شده‌ام.

خواب در بیداری بود یا بیداری در خواب؟ محض احتیاط یک بار دیگر همه چیز را مرور می‌کنم که بشود کلمه. از دست‌شویی که برمی‌گردم، سریع می‌نشینم به نوشتن که کلمه‌ها از ذهنم سُر نخورند.

به من ‌بود، با یک جامپ‌کات می‌رفتم سکانس بعدی. روز، خارجی، کوچه‌پس‌کوچه‌ها و خیابان‌های مختلف. می‌گذاشتم آمبیانس، صدای «مرگ بر دیکتاتور» جمعیت باشد. هلی‌شات آسمان و دود سطل آشغال‌هایی که در هوا است به ما می‌رسد که با هم در حال دویدنیم. از کسی یا کسانی فرار می‌کنیم. کاری کرده‌ایم که نمی‌دانیم. فقط از آن آدم یا آدم‌ها دور می‌شویم. من عاشق همین دغدغه‌ات نسبت به اطراف شده‌ام.

کم‌کم خیال‌مان جمع می‌شود که فاصله گرفته‌ایم. می‌ایستیم که نفس تازه کنیم. می‌خندیم و ناغافل مرا می‌بوسی. جا می‌خورم: «این‌جا؟!» می‌گویی: «برای بوسیدن به‌وقت ترسیدن» و می‌خندی. تازه سلفی هم می‌گیری. صدای تک‌تیر می‌آید. می‌گویم: «بدو... ترنم تنهاس...». دوباره می‌دویم و توی کوچه‌پس‌کوچه‌ها گم می‌شویم. بعداً که عکس را می‌بینم، می‌فهمم چرا این‌جا عکس گرفته‌ای. بک‌گراندمان روی دیوار نوشته‌اند: «زن، زندگی، آزادی».

نمی‌دانم کدامش خواب در بیداری است و کدام بیداری در خواب.

1401/10/1

.

▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:

Tlgrm.me/jabertavazoee

Instagram.com/jabber_tavazoee

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی ۱۴۰۱ساعت 12:0  توسط جابر تواضعی  |