|
وبنوشتههای جابر تواضعی
|
تعریف ساده رقص، هماهنگی با ریتمی بیرونی یا درونی است. با یا بیموسیقی. در عرفان، زبان ذره برای تسبیح خالق و پروردگار است [2] و در آیینهای جمعی و دینی، عنصری ملزوم و ناگزیر. در هر زمان و مکان مفهوم ویژهای دارد، اما در تمام این سالها سادهترین مفهومش که بیان و بروز شادی در زندگی روزمره است، نفی و انکار شده.
یکی از هنرهای هفتگانه است، اما از منظر ایدئولوژی حاکم، هر جور حضور و کاربرد بدن و برآوردن نیازهای طبیعیاش، حتی از منظر زیباییشناسی، لهو و لعب، لغو و حتی تنبارگی و هرزگی است. طبیعی است که در جامعهای که اساساً خود فرد به رسمیت شناخته نمیشود و تن و بدنش محل مناقشه است، رقص هم محلی از اعراب نداشته باشد.
در این سالها اولین باری که رقص بهمثابه نوعی مقاومت جلوه بیرونی پیدا کرد، رقص پرستاران و کادر درمان در ایام کرونا بود؛ مقاومت در برابر هیولایی که نمیشد چهرهای واضح و مشخص برایش مجسم کرد و حاکمیت شاید برای نیاز جدی به کادر درمان ترجیح داد آن را زیرسبیلی رد کند. اما معنای رقصی که حالا از کشتگان جنبش اخیر و اطرافیان آنها میبینیم، رسماً صورتبندی یک اعتراض است. از رقص کردی مهسا و رقص بلوچی #خدانور_لجهای (لجعی) و اداهای شیرین نیکا شاکرمی که لر بود و حتی رقص ندا که انگار از سال 88 احضار شده بگیر تا رقص سوگ مادرانی که انگار برای جوانان ازدسترفتهشان سیاووشان میخوانند.
اصلیترین پیام آنها میل به زندگی است. از زاویه دیگر، تنوع و رنگبندی قومیتی آنها نهتنها عجیب و قابل تأویل است که ناخودآگاه باطلالسحر فرضیه تجزیهطلبی است.
میل زندگی مثل سنگ منجنیق، شیشه عمر جادوگر قصه را که با هر جور مظهر زندگی و زنانگی در ستیز است، تهدید میکند. این روزها در کنار سوگ و اشک و آه و اندوه، حتما کمی هم زندگی نزیستهمان را برقصیم و ناگفته آن را از هم ثبت کنیم. اگر نه بعد ما از کجا بدانند که مردگان این سال، عاشقترین زندگان بودند؟ [3]
[1]: سعدی.
[2]: رقص است زبان ذره زیرا/ جز رقص دگر بیان ندارد (مولوی).
[3]: شاملو.
1401/8/19
.
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee