|
وبنوشتههای جابر تواضعی
|
درباره جشنواره فیلم فجر امسال چه میشود گفت جز عبارات کلیشهای و تکراری مثل «سالبهسال، دریغ از پارسال»، «همه چیزمان به همه چیزمان میآید» و امثال اینها؟ در تمام این بیست سال، شنیدن حجم غرها برای من طبیعی است. اما امسال واقعاً همه چیز نوبر بود. چی بگویم که ندانید و تکرار مکررات نباشد؟
گرچه من برای این جشنواره، هویت مستقلی قائل نیستم. به گمانم هر جشنوارهای هویت اش را از آدمها و آثاری که با آنها در جشنواره شرکت میکنند، میگیرد و نه برعکس. اما سالها است که ادعای تلویحی جشنواره، به پشتوانه دولتی بودناش چیز دیگری است.
جشنواره فجر از مفهوم چیزی به اسم جشنواره تهی شده و به یک مانور یا شوی دولتی/حکومتی تبدیل شده. هر سال بین این رویکرد جشنواره و چند فیلم قابل اعتنا نوعی وزنکشی پنهان شکل میگرفت که اتفاقاً باعث اعتبار جشنواره میشد. اما آش سیاستهای فرهنگی یکجانبه و بدون انعطاف، روابط کثیف پشت پرده، حجم زدوبندها و ورود آدمهای بیربط و کمربط به این عرصه آنقدر شور شده که حکایت جشنواره، حکایت «خود گویی و خود خندی» است. بُرونداد چنین سازوکاری، اعلام برائت افرادی مثل میرکریمی و مهدویان است که در دستهبندیهای خودی و نخودی جزء دسته اول بهحساب میآیند.
چهل سالگی همانقدر که سن عقل و پختگی است، سن هجوم بحران میانسالی هم هست. بحرانی که جشنواره فیلم فجر به طرز عجیبی گرفتار آن شده است. اگر برای جشنواره هویت مستقلی قائل بودم، باید حرفم را با نصایحی مثل برنامهریزی و سیاستگذاری و امثال اینها تمام میکردم. اما وقتی از بین فیلمهای شنبه به بعد که من بینندهشان بودم، هیچ فیلمی رغبتی برای نوشتن و توصیه به دیدن در من ایجاد نکرد، یعنی ماجرا فراتر از اینها است.
حال جشنواره، حال سینما، حال فرهنگ خوب نیست. دلیلاش خیلی ساده و البته دشوار است. به آینده اینها فقط وقتی میشود امیدوار بود که حال مردم و جامعه خوب باشد.
1400/11/24
▪ مطالب من را همراه با عکس یا ویدئو در اینستاگرام یا کانال تلگرام من ببینید:
Tlgrm.me/jabertavazoee
Instagram.com/jabber_tavazoee