تبليغاتX
زیر درخت انجیر - نگاهی به فيلم سينمايي «انتهاي زمين»/ حجت كروزوئه
وب نوشته های جابر تواضعی

خيلي طبيعي است كه وقتي يك عكاس و مستندساز، فيلم سينمايي هم مي‌سازد سعي مي‌كند به نوعي همان دل مشغولي‌هايش را در مستندسازي، در فيلم بلند داستاني سينمايي‌اش هم دوباره با شكل ديگري مطرح كند. اين قصه بيش تر كساني است كه از مستند مي‌روند سمت سينما. ربطي به كار اول و كار چندم يا جوان و پير بودن فيلمسازش هم ندارد. نمونه‌اش محمدرضا اصلاني است كه با «آتش سبز» صداي خيلي‌ها را درآورد يا ابراهيم فروزش كه البته خيلي متعادل‌تر از او در «هامون و دريا» شايد ناخوآگاه سعي كرده تقابل دو منطقه كويري ايران را هم به تصوير بكشد.

ابوالفضل صفاري فارغ‌التحصيل عكاسي است و مستندساز. سوژه «انتهاي زمين‌» را هم در همين جستجوهايش براي ساخت فيلم مستند پيدا كرده. 6 سال پيش رفته چابهار كه درباره مردم بلوچ يك مجموع مستند بسازد. بعد رفته كوه‌هاي مريخي سرخ رنگ آن جا براي خودش قدم بزند. حسابي هم در حال و هواي خودش بوده كه يكهو يك مرد سيه‌چرده لخت و پتي جلوش سبز مي‌شود و شروع مي‌كند به داد زدن و فحش دادن. بعد هم فرار مي‌كند. صفاري‌ اولش خيال مي‌كند دچار توهم شده. ولي بعد بي‌اختيار دنبالش مي‌رود. اما گمش مي‌كند. فرداي آن روز باز هم كلي مي‌گردد تا مرد را در غار خودساخته‌اش پيدا مي‌كند. يارو دوباره‌ شروع مي‌كند به فحش دادن و سنگ پراندن. ولي بعد كه مي‌بيند اين بابا پايه‌تر از اين حرف‌هاست، شروع مي‌كند به چاي خوردن و حتي يك استكان هم براي او مي‌ريزد. اين اول آشنايي 6 ساله آقاي فيلمساز با حجت است كه از شمال به جنوبي‌ترين منطقه ايران در كنار درياي عمان سفر كرده و 17 سال است دور از زندگي شهري و آدميزاد، آنجا سر مي‌كند. براي همين است كه صفاري اسمش را گذاشته رابينسون كروزوئه ايراني.

حجت از شهر و آدم‌ها فرار كرده كه براي خودش تنها زندگي كند، اما باز هم اين آدم‌ها هسند كه به سراغ او مي‌آيند و آرامش دنياي خودساخته و منحصر به فرد او را به هم مي‌ريزند. سوژه «انتهاي زمين» سوژه خيلي جذابي است، اما حقيقتش اين است كه هر كاري بكني، باز هم فيلم از حال و هواي مستندش درنيامده و اصلا قرار هم نبوده كه دربيايد. همه چيز در كنار هم قرار گرفته و چيده شده تا زندگي اين آدم نمايش داده بشود. اين كار در عين جذابيت يك مشكل بزرگ دارد و آن هم اين كه باز هم در نهايت داستاني ندارند تا به عنوان هسته درام، تماشاگر را به هم ذات‌پنداري با خودشان وادارند و در نهايت هم او را راضي از سالن بيرون بفرستند. البته بخش ديگري از اين ماجرا هم برمي‌گردد به اين كه ما عادت نداريم روي پرده عريض سينما، مستند ببينيم و برايش پول هم بدهيم.

با همه اين حرف‌ها «انتهاي زمين» با همان وجه مستند گونه‌اش شما را ناراضي بيرون نمي‌فرستد و لااقل از اين فيلم‌هاي آب‌گوشتي روي پرده بيش تر و درست تر مي‌خنداند. بازيگوشي‌ها و خلاقيت‌هاي بايرام فضلي در مقام فيلم بردار كار هم در لوكيشن زيباي درياي چابهار خيلي خوب جواب داده و تصاوير بكر و به ياد ماندني‌اي خلق كرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 19:36  توسط جابر تواضعی  |